ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
123
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
نامهء جرير بن عبد الله به اشعث جرير در نامهاى براى اشعث چنين نوشت : بيعت با على را پذيرفتم و راهى براى دفع آن نيافتم . در كار عثمان نگاه كردم ، چيزى نيافتم كه مرا مجبور كند . بيعت با على را بپذير زيرا تو به راهى بهتر از راه على رهنمون نخواهى شد ، بدان بيعت با على بهتر است از روبرو شدن با پهلوانان بصره . گاهى شتر نا آرام و بىتاب همچنان دوشيده مىشود ، آنچه را كه گمان مىكنى رفته است بر مىگردد ، مواظب كار خود باش . و السلام . فرستادن على ، جرير را نزد معاويه وقتى كه جرير نزد على آمد ، على به او گفت : نامهء مرا نزد معاويه ببر ، من در مورد تو گمان نيك دارم . جرير ، تو اصحاب رسول خدا ( ص ) را در پيرامون من مىبينى ، در ميان آنان مهاجران و بدرىها و كسانى كه در دو عقبه با رسول خدا ( ص ) بيعت كردند نيز وجود دارند . من تو را بر آنان ترجيح دادم ، و آن نيز به دليل سخن رسول خدا ( ص ) است كه گفته : جرير بهترين كسى است كه داراى خير و بركت است . پس نامهء مرا نزد معاويه ببر ، اگر در آنچه مسلمانان وارد شدهاند او نيز وارد شد بسيار خوب است ولى اگر معاويه خوددارى كرد ، او را با جنگ به كنار خواهيم زد . به آگاهى او برسان من هرگز راضى نخواهم بود كه او امير باشد ، مردم نيز از اين كه او والى باشد ، خشنود نخواهند بود . جرير در پاسخ على گفت : من از اين كه تو را يارى كنم بسيار خشنودم ، اما در مورد معاويه تو را به طمع نمىاندازم ، خداوند هر چه بخواهد همان را انجام مىدهد . نامهء على به معاويه على براى بار دوم نامهاى را همراه جرير براى معاويه فرستاد كه مضمون آن چنين است : وقتى كه در شام هستى بيعت با من بر تو واجب بود ، زيرا كسانى كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند با من نيز بيعت كردند از اين روى شاهد را نرسد كه صاحب اختيار باشد و غايب را نرسد كه اين بيعت را رد كند . شورا از آن مهاجران و انصار است . آنان با هر كس كه بيعت كردند او به عنوان امام شناخته مىشود ، خدا نيز به آن خشنود خواهد بود . اگر كسى از اين راه بيرون رود او را بر مىگردانند و اگر خوددارى كرد با او مىجنگند تا به راه مؤمنان باز گردد . هر كس نيز كه اين دعوت را نپذيرد خداوند او را به جهنم راهنمايى مىكند ، وه كه چه بد جايگاهى است . طلحه و